الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

419

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و بديها و زشتكاريهاى عثمان را بر زبان آوردند و بديهاى قريش و جنايات بنى اميه را براى مردم بيان كردند . ( 1 ) سعيد ، فورا نامه‌اى به عثمان نوشت و دربارهء آنها وى را باخبر ساخت . عثمان در پاسخ به وى نوشت تا آنان را به شام تبعيد كند و در همان وقت نيز نامه‌اى به معاويه نوشت و به او دستور داد تا آنان را تأديب نمايد . ( 2 ) اين آزادگان ، مرتكب گناه يا فسادى نشده و به جنايتى دست نزده بودند كه مستحق مجازات و تبعيد باشند ، آنها تنها از اميرشان انتقاد كرده بودند ، زيرا به ناحق سخن گفته و از راه راست منحرف شده بود ، در حالى كه اسلام ، آزادى كامل در مورد انتقاد از حاكمان و مسئولان داده است هرگاه در رفتار خود منحرف باشند و بر مردم ستم نمايند و اين آزادى را حقى براى هر شهروند قرار داده و دولت را ملزم به رعايت و در نظر گرفتن آن براى مردم نموده است . ( 3 ) بارى ، نظام حاكم با شدت و سركوب ، آنان را از وطنشان اخراج نمود و به شام گسيل داشت و معاويه آنها را تحويل گرفت و دستور داد تا آنان را در كليسايى جاى دهند و براى آنها مقرّرى تعيين نمود و با آنها شروع به مناظره كرده ، آنان را موعظه مىنمود و آنان را به مسالمت با نظام حاكم و پذيرش سياست آن تشويق مىكرد ، اما آنان سخنانش را نپذيرفتند و در مورد سخنان سعيد بر او اعتراض نمودند ، از اينكه گفته بود آن منطقه ، باغى براى قريش است و به وى اعلام نمودند كه هيچ امتيازى براى قبايل قريشى وجود ندارد كه بتوانند خيرات سرزمينها را به خود اختصاص دهند . ( 4 ) هنگامى كه معاويه از آنان نااميد شد ، به عثمان نوشت تا از نگهداشتن آنان در شام ، وى را معاف دارد تا مبادا مردم آنجا را بر وى تباه سازند . ( 5 ) عثمان ، وى را معاف نمود و به او دستور داد تا آنها را به كوفه بازگرداند